
کجا حاجی ؟دمادم حجّ ، دمادم در پی معبود می گردی !!خدا در کوچه های شهر ما شاید تو را جوید ...... و یا شاید بهشتی را که عمری در پی اش هستی ؛؛؛درون کفش های پاره یک کودکی باشد ... !!!بیا حاجی ؛؛ بیا ...حَجَّت قبولِ حضرتِ ایزد !!ولی من کعبه را در سفره بی نانِ آن پیرِ زنی دیدم ،، که از درد دو پایش شب ندارد خواب ؛؛!! می فهمی ؟؟؟!!!کجا حاجی ؟؟ کجا ؟تو از شهرِ عرب های شکم پرور چه می خواهی ؟؟بیا حاجی ،، بیا من مکه را یک کوچه پایین تر نشانت می دهم حاجی !!!زنی را که برای آبرو داری تنش بی آبرو گردد ؛؛… و مرد...
ادامه مطلب